دادوستد آنان مي‌پردازد. بسياري از داستان‌هايش مشابهت‌هايي با سفرنامه‌ٴ ماركوپولو و سياحان‌ ديگر دارد؛ مثلاً جشن سال نو، پول كاغذي‌، صدقه دادن خان و غيره‌. ولي جزئيات تازه‌اي را هم‌ بدان‌ها افزوده‌، از قبيل نوشته‌هاي سرخ و سياه روي پول‌هاي كاغدي‌، هيئت‌هاي مذهبي‌ فرانسيسي‌، كليساي نسطوري در چين‌، كار جوواني مونته كوروينويي‌، روابط بازرگاني ميان چين‌ و باختر و امثال آن‌.

پـرِگـرينـه‌ٴ كـاسـتللـويـي‌

پرگرينه‌ٴ كاستللويي‌1 (در ايتاليا نام نقاط زيادي كاستللوست‌، از اين رو زادگاه او را نمي‌توان معلوم‌ كرد). فرانسيسي ايتاليايي كه به چين رفت و از قرار معلوم در سال 1322 يا 1323 در زايتون‌ درگذشت‌.
درباره‌ٴ پرگرينه چيزي نمي‌دانيم‌، تا وقتي كه در سال 1307 كلمنس پنجم او را دستيار جوواني مونته كوروينويي (سيزدهم ـ 2) كرد، كه در آن هنگام سراسقف خانبالغ شده بود. او در همان سال همراه آندرئوي پروجايي عازم سفر شد و در حدود 1309 ـ 1310 به خانبالغ رسيد. پرگرينه تا هنگام مرگ جراردو، نخستين اسقف زايتون (از حدود 1313) در آنجا ماند و جانشين‌ او شد. در سال 1318 هنگامي كه در زايتون اقامت داشت گزارش هيئت فرانسيسي را نوشت‌. او از ساختن كليساي نو در خانبالغ براي ارمنيان‌، سخن مي‌گويد و از علاقه‌ٴ آلان‌ها2 به تغيير مذهبشان‌. اين آلان‌ها احتمالاً نسطوري بودند و بايد توجه داشت بسياري از ((مرداني‌)) كه به‌دست‌ فرانسيسيان تغيير كيش دادند، به احتمال قريب به يقين از همين قماش بودند؛ نوكيشان‌ غيرمسيحي نبودند، بلكه نسطورياني بودند كه كاتوليك مي‌شدند.3 در زايتون هم مانند خانبالغ‌ كليسا از سكنه‌ٴ ارمني كمك مي‌گرفت‌. به فرانسيسيان اجازه داده شده بود براي مسلمانان و بت‌پرستان موعظه كنند، ولي پرگرينه از كمي تعداد كاركنان و مشكلات زباني آنها شكايت‌ مي‌كند. در زايتون تنها سه كشيش فرانسيسي وجود داشت به‌علاوه اسقف‌، كه عبارت بودند از جوواني گريمالدي‌، امانوئل دو مونتيكولو و ونتورا دو سارِتسانا. شخص اخير در اصل بازرگاني‌ بود كه در چين به سلك فرانسيسيان درآمد.
صحت گزارش او از طرف ژروم گولوبوويچ و پليو مورد ترديد قرار گرفته و نسخه‌ٴ منحصر به‌فرد آن را (در كتاب‌خانه‌ٴ واتيكان‌) از جعليات آلفونسو چكارِلّـي نسب‌شناس و جاعل‌ بولونيايي (1532 ـ 1583) مي‌دانند.


Peregrinus de Castello .1
2 .آلان‌ها، كه به چيني سو ناميده مي‌شوند، در زمان مغول به چين برده شدند (مقدمه 2، 1843).
3 .به عبارت ساده‌تر قصد مبلغان كاتوليك ارشاد بندگان خدا نبود، بلكه براي خودشان مريد جمع مي‌كردند و دستگاه رياست برمي‌افراشتند. نمونه‌ٴ بارزش‌ كار مبلغان مسيحي و فرنگي در سده‌ٴ نوزدهم در ايران بود. ــ م‌.